آن سوی دیوار ، مرثیه‌ای برای اسماعیل خویی ، محمدرضا شفیعی کدکنی

خبرها و مقالات

شمیمی که از روی برگِ گُلِ سرخ

گُلی سرخ

افتاده در جوی

جوی لجن‌زار

سفر می‌کند تا درِ باغ و آن سویِ دیوار

به هر لحظه کز برگِ گُلِ می‌شود دور

تَبَه می‌کند هستی خویشتن را

ولیکن چه پروا

چنان مست در لذّتِ بخشش است او

که هرگز فرایاد نارد

تباهیِ جان و

تُهی دستیِ خویشتن را

همان پوید و

جوید او

مستیِ خویشتن را

محمدرضا شفیعی کدکنی

۵ خرداد ۱۴۰۰