زنگ خطر برای فرهنگ ملی ایران! تعطیلی کلاس های شاهنامه دکتر خطیبی ، جواد رنجبر درخشی لر

خبرها و مقالات

امروز می خوانیم و افسوس می خوریم: دکتر مرتضوی
را از دانشگاه کنار گذاشتند، علامه زریاب خویی را اخراج کردند، استاد دکتر جواد
طباطبایی را اخراج کردند، استاد حسن تقی زاده برای درمان مجبور شدند کتابخانه خود
را بفروشند. گویا این ها رویدادهای گذشته است و ما مرثیه خوان آن ها. و تمام.
اکنون در اطراف ما از این رویدادها نیست؟ دریغا که هست!

یکی از تلخ ترین آن ها این است که کلاس های
شاهنامه استاد دکتر ابوالفضل خطیبی، شاهنامه برجسته، در آستانه تعطیلی است. این
کلاس ها به گواه بسیاری از صاحب نظران، از جمله شاهنامه شناس بزرگ دکتر سجاد آیدنلو،
بهترین کلاس شاهنامه در ایران امروز است. تعطیلی این کلاس در حالی که کلاس های
آزاد در آن سطح وجود ندارد و در دانشکده های ادبیات نیز شاهنامه در حاشیه است و
تعداد شاهنامه شناسان به تعداد انگشتان دست فاجعه ای است بزرگ و دردناک.

تلخ تر از اصل تعطیلی کلاس ها دلیل آن است. می
گویند برای پرداخت دستمزد به استاد پول نداریم. ای کاش این سخن بر زبان نمی آمد.
در ایران ما که برای افرادی زاید و گاه فاسد میلیون ها تومان حقوق و مزایا پرداخت
می شود و برای همان افراد زاید گاه میلیون ها هزینه مسکن و خودرو پرداخت می شود
برای کلاس های شاهنامه پول نیست؟ دولت با حقوق نجومی فقط یکی از بازنشسته های از
کار افتاده دوباره بر سر کار آمده می تواند ده کلاس شاهنامه درجه یک در کشور
برگزار کند.

باید تاکید کنم که شاهنامه خوان ها و شاهنامه
شناس ها عادت کرده اند چشم طمع که نه، حتی دندان نان خوردن را هم بکنند که شاهنامه
آخرش خوش نیست و باید از کیسه خورد. سرنوشت تلخ و اندوه بار حضرت استاد فردوسی گویا
در آینه تمام زمان ها متجلی شده و در چهره همه کسانی که با شاهنامه سر و کار دارند
بازتاب یافته است. 

به عنوان مثال و تجربه شخصی عرض می کنم: در تبریز
79 جلسه کلاس شاهنامه را بدون دریافت ریالی برگزار کرده ایم. شاهنامه آموزان عزیز
این کلاس هر هفته کیک و شیرینی جلسات را با خود آورده اند و هزینه برگزاری جلسات
سخنرانی از جمله هزینه های شب تبریز و شاهنامه را هم خودمان پرداخت کرده ایم. تبریز
فقط یکی از شهرهای ایرانشهر شاهنامه خوان است. امروز تقریبا در تمام شهرهای ایران
هر هفته جوانان عاشق و ایران پرست شاهنامه را به دقت می خوانند و می فهمند و ریالی
درآمد از این کار ندارند. پس شاهنامه خوان ها کیسه ای برای خود ندوخته اند. اما
برای فرهنگ این کشور بسیار تلخ و سنگین است که دولت از عهده پرداختن هزینه های یک
کلاس شاهنامه که توسط یکی از معدود شاهنامه شناسان زنده ایران برگزار می شود برنمی
آید؛ یا نمی خواهد برآید.

امیدوارم در تاریخ این دوره به جوهر تحقیر و قلم
نیشخند ننویسند که دولت حتی از عهده برگزاری یک کلاس شاهنامه هم برنیامد در حالی
که حتی مغول ها به شاهنامه خدمت ها کرده اند.

به نقل از آذری ها