سخنی منطقی ولی غیرتخصصی در مورد قرارداد چین و ایران ، محمد برقعی

خبرها و مقالات

در این مورد بیش از هر قراردادی سخن میرود، از صاحب نظران تا هرکس که چند مقاله ای خوانده و گستاخانه وارد میدان شده است. اما بیشترین این اظهار نظرها احساسی و بدون مراجعه یا آگاهی فنی ازمحتوای آن است. در این نوشته تلاش بر آن است ایرادات معروف و تکرار شده مورد بررسی قرار گیرد ، و معلوم کند تا چه حد منطقی هستند یا حاصل احساسات و پیش داوری ها است . هم چنان آ گاهانه از اظهارات دروغ به منظور جو سازی اجتناب می شود

ایرادت از سرخشم

  1. قرارداد باچین خطرناک است زیرا حکومت آن استبدای است . در حالی که نظامهای دموکراتیک چون تابع قانون هستند این خطر را ندارند

این سخن از فریب های بزرگ تاریخ است ،که غرب برای تبلیغ و توجیه اعمال خود درست کرده است . و چون فرهنگ غالب است با تبلیغات وسیع چنان در اذهان مردم جهان جا انداخته است ،که استدلال های خلاف آن از پیش محکوم می شود.در حالی که واقعیات می گوید که کشورهای دموکرات غرب بزرگترین استعمارگران و استثمار گران بوده اند. آنان هر جا قدم گذاشته اند نه تنها به دنبال غارت منابع آن کشور بوده اند، بلکه به دنبال آن بوده اند که حکومت دست نشانده خودرا در آنجا بر سرکار بیاورند. و هر جا که چنین نتوانسته اند ، با نوعی از کودتا رهبر ملی آن کشور را سرنگون کرده اند . و اگر هم لازم شده، با ماشین مهیب جنگی خود آن کشور را به خاک سیاه نشانده اند.

کسانی که به این تقدس دموکراسی باور دارند، باید بگویند آیا از چند سده پیش کدام نظام هایی که کشورهای جهان سوم را سرکوب کرده انددول دموکرات غرب نبوده اند.؟

 آیا در زمان حال چه کشورهایی خاورمیانه را کلنگی کرده و میلیون ها انسان را در این منطقه کشته اند. وبه بهانه سرنگونی دیکتاتورهایی که مطیع آنان نبوده اند،عراق و لیبی راویران کرده اند.در مقابل یک نمونه از این جنایت ها را در مورد چین نشان دهند.

 حتی شوروی که شیطان مسلم، وبزرگترین نماد استبداد معرفی شده است اگر از نظر سیاسی اقمار خود را سرکوب کرده ،کاری که کشورهای دموکرات بسیار بدتر از آن را کرده اند، آیا مثل آن حکومت های دموکرات  منابع وثروت ملی آنها را غارت هم کرده است.

بله دموکراسی آرزوی هر کشوری است، و همه کس حکومت قانون در این کشور هارا تحسین می کند.  ولی آیا این مزیت بزرگ داخلی در سیاست خارجی نیز چنین است.

هر زمان که سخن از جنایات اسرائیل می شود، مدافعان آن می گویند این تنها کشور دموکرات خاور میانه است.  سخنی درست ،اما دموکرات بودن به آن معنی است که آن کشور تجاوزگر و جنایت کار وتروریست نیست.

این تطهیر سیاست خارجی به دلیل سیاست داخلی ، مثل سیاست چنگیز خان مغول است. او لشگرش را به واحد های کوچک تقسیم کرده بود .  اعضای این واحدها چنان با هم هم پیمان و دوست می شدند که گویی یک روحند در جسم همه افراد گروه. اینان هستی خودرا در راه دفاع گروه می دادند، اما همین انسان های یک دل در مقابله با مردم غیر مغول  مرتکب وحشیانه ترین اعمال می شدند.

2- ایران ضعیف امکان بستن یک قرارداد عادلانه باچین قوی را ندارد

 این نکته درستی است، اما مگرایران با هرکشور دیگری بخواهد هرقرار دادی ببندد شامل چنین حکمی نمی شود.مگر کشوری هست که امکان سود بیشتر را فدای اخلاق و انسانیت بکند. لذا نتیجه چنان می شود که ایران با تمام نیازش به برقراری رابطه با کشورهای دیگر، به ویژه شکستن سد تحریمی که کشور را شدیدا زیر فشار سیاسی و اقتصادی گذاشته است ، باید با هیچ کشوری رابطه تجاری برقرار نکند واجازه بدهد فشارهای آمریکا هر روز آن را مستاصل تر کند، تا جایی که مجبور شود به دست وپای آمریکا بیفتد.

واقعیت آن است که تنها شانس ایران در این زمان رابطه باچین است . زیرا تمام کشورهایی که قادر به سرمایه گذاری هستند، از ترس آمریکا وارد معامله با ایران نمی شوند.  این فشار تا جایی است که ، با آن که دولت آلمان حاضر به رابطه تجاری با ایران شده بود، به گفته خانم مرکل شرکت های آلمانی از بیم جریمه های آمریکا از معامله با ایران پرهیز می کنند

اما چین به دودلیل حاضر به این سرمایه گذاری است.  یکی این که دومین قدرت جهان است، و سیاست زورگویی ترامپ را به سود خود نمی داند، و منافعش ایجاب می کند که از آمریکا مثل بیست سال پیش ، آن اندازه وحشت زده نباشد که به هر چه او می خواهد تن دردهد، وقراردش با ایران رالغوکند، مگر آن که این سرپیچی برایش  صرف نکند.

دوم آن که چین در روند توسعه خود به شدت علاقمند است که وارد بازار اقتصادی خاورمیانه شود، و ایران نیرومندترین و با نفوذترین کشور منطقه است، با نیروی کار  ماهر، و منابع غنی .از این روی بهترین و مناسب ترین کشور برای سرمایه گذاری است.  بازاری آنقدر ارزشمند که کسب این بازار ارزش مقابله با آمریکا را دارد . این رادر رابطه با دور زدن تحریم ها اجراکرد.  از این روی آمریکا و اروپا چنان نگران شده اند که تمام دستگاه تبلیغاتی خود را برای جلوگیری از این رابطه به کار انداخته اند .  بر روال همیشگی خود  شایعه پراکنی، فرستادن متخصصین واقعی و غیر واقعی  به رسانه ها. از جمله یک روزنامه نگار انگلیسی در ظاهرمتخصص مطلع و بی طرف به دروغ در بی بی سی بگوید، بر طبق این قرار دادچین 5000  نیروی نظامی به ایران می فرستد . جزایر کیش و قشم را پایگاه نظامی خود می کند. به دنبال آن صاحب نظران ایرانی وغربی مدعی می شوند ایران حتی آن دو جزیره را به چین می دهد . برای تکمیل  این تیم تبلیغاتی نشریات معتبری چون نیویورک تایمز و واشنگتن پست هم وارد عمل می شوند، و یکباره چنان دلشان برای ایران میسوزد که مرتب مقاله می نویسند ،که چین دارد از استیصال ایران بهره می گیرد.گناه آن هم گردن ترامپ است که با زیر فشار گذاشتن ایران، آن را طعمه چین کرده است.

3 – عدم شفافیت

این ایراد بجا ودرستی از نحوه عملکرد ایران است.  وشگفت است که حکومت ایران بادیدن ضررهای آن همچنان به این خطای بزرگ سیاسی ادامه می دهد. ولی آنچه که این اعتراض اپوزیسیون، چون “ شورای گذار “ وامضاء با نام جبهه ملی خارج از کشور و حزب چپ راسوال بر انگیز می کند این است که، جمهوری اسلامی  این سیاست غلط را همیشه داشته، پس چرا این سازمان ها در مورد قراردادهای با غرب، چون قرارداد با شرکت های توتال و بوئینگ  چنین اعتراضی نکردند . وچرا حال که غرب نگران شده است که چین ممکن است روند سنتی حاکم در منطقه را بر هم زند، ورقیب سرسخت سیاسی و اقتصادی آمریکا واروپا در خاورمیانه شود، این گروه های اپوزیسیون با آنان هم صدا شده اند

4 – عهد شکنی چین

این اشاره دارد به سال 1998  و بعدکه چین بخاطر منافعش در آمریکا ازاجرای چند قرارداد با ایران سر باز زد. این ایراد به ظاهر موجه چند اشکال دارد: یکی آنکه مگر کشورهای دیگر، زیر فشار آمریکا همین کار را نکردند. اگر چنین است پس چرا تنها چین سرزنش می شود، و عذر دیگران در این پیمان شکنی ها  موجه دانسته شده است

 دوم نادیده گرفتن اصول تجارت که برطبق آن هر کشوری، باارزیابی سود وزیان خود در یک قرارداد میماند، یا با آوردن بهانه از آن خارج می شود . به گفته آقای فرشید مومنی این تنها چین نبود که قرار داد با ایران را اجرا نکرد، بلکه پس از برجام ایران امیدوار شده به غرب ، قرار دادهای خودش با چین را لغو کرد.

سوم چین در شرایط آن سالها نیست، که برای ناراحت نکردن آمریکا قراداد خودش را با ایران نادیده بی انگارد. حال کشوری است بسیار نیرومندتر، که مورد حمله پیوسته آمریکا قرار گرفته است. تا جایی که برنامه ریزان حزب جمهوری خواه به تمام اعضایش گفته اند، هر گاه مردم از سیاست ها ترامپ ایرادگرفتند، شما بجای پاسخگوییی موضوع را عوض کرده ، و به چین بتازید. مهمتر آن که چین گام های بلندی در راه ایجاد راه ابریشم، یا قراردادکمربندی، برداشته است. راهی که تسلط بر آن  همیشه آرزویش بوده ، وآن را عامل مهمی برای آن که  بزرگترین قدرت جهانی شود میداند. و بهمین سبب بزرگترین سرمایه گذاری خارجی اش را ازهشت سال پیش در پاکستان پیاده کرده است. قراردادی که به 62  میلیارد رسیده و دوره آن 43  ساله است. با شرکت 80  هزار چینی، و 40  هزار پاکستانی. پس این بار باید پای منافع بسیار بالاتری در میان بیاید، تا چین تن به خواسته آمریکا بدهد

5 –  محروم کردن  ایران از بازار رقابتی

این ایراد که کاملا درست ومنصفانه است، و در چندین بیانیه گروه های اپوزیسیون داخل و خارج، و اظهارات برخی از صاحب نظران در حکومت یا در حاشیه آن آمده است. امادو نکته در این رابطه مورد توجه قرار نگرفته است. یکی آن که این قراردادنیست، که طرفین را ناگزیر به رابطه انحصار با یکدیگر کند. بلکه هم جا تکرار شده ،که این یک سند همکاری یا تفاهم نامه است ، که بر طبق آن هریک ازطرفین مجازند ، دیگر شرکت های بین المللی را وارد مناقصه کنند. تنها شرط آن است که  نخست به چین اطلاع داده شود، واگر چین قرار دادبهتری ارائه نکرد با دیگر رقبا قرار داد بسته شود. و هم چنین تمام قراردادها باید به تصویب مجلس برسد، و در اختلاف نظر هم قانون ایران حاکم باشد

 دوم شکستن این تحریم ها چنان برای ایران سرنوشت ساز است ،که آقای کمال اطهاری، اقتصاد دان به نامی که با حکومت هم سر مخالفت ندارد، می گوید کاش زمان اوباما ایران با دادن امتیاز به چند شرکت آمریکایی  قراردادهایی حتی نا مطلوب می بست، تا این شرکت ها، به خاطر سود زیادی که می بردند، دولتشان را زیر فشار می گذاشتند که از شدت تحریم هابکاهد. منتهی این پیشنهاد که با توجه به جو خشم حاکمان ایران از آمریکا سخنی کفر آمیز است، از یک نکته غافل مانده است، وآن قدرت نیروهای دشمن ایران چون لابی اسرائیل وعربستان در سیاست آمریکا است. دشمنانی که بهرقیمتی مانع انجام آن می شدند. همان گونه که کنگره برخلاف وعده های اوباما حاضر به لغو تحریم هانشد. 

آنان ، حال هم با شایعه پراکنی ودروغ در مورد این تفاهم نامه، مثل 25  دلار تخفیف در خرید نفت از ایران، و حضور نظامی چین در ایران، سعی دارند جلوی این معامله را بگیرند. از جمله این شایعه پراکنی های بی اساس این است که نفت ایران برای سالها درانحصارچین در خواهد آمد. شا یعه ای بی اساس ،که با توجه به خاطرات ملت ما از قراردادهای نفتی استعماری، و مبارزات ملت برای ملی شدن نفت، به آسانی اذهان را مشوش می کند. اینان توجه ندارند که زمانه عوض شده است و حال این فروشنده ها هستند که به دنبال خریدار می گردند. از سویی نفت استخراج شده از شل، آمریکا را بزرگترین تولیدکننده نفت کرده است. از سویی دیگر در اثر مبارزات برای سلامت محیط زیست مصرف نفت رو به کاهش است. همین شرایط سبب شد که به آسانی نفت ایران را تحریم کنند، و غیبت نفت ایران از بازار جهان تاثیری در بازار نفت جهان نگذارد. بله چین به عنوان بزرگترین مصرف کننده نفت در جهان خواستار منبع نفت بزرگی که برای سالها نفت آنرا تامین کند، و آمریکا نتواند با بستن راه آن توسعه اقتصادیش را گروگان بگیرد، ولی هم نفت در بازار جهان فراوان است، و هم چین خریداری با پول نقد است.  اما از آن سوی ایران با تمام نیازش به فروش نفت خریدار چندانی ندارد.  تا جایی که نفت هایی را که برای خشک نشدن چاه هایش مجبور به استخراج است، با هزینه بسیار در کشتی های نفت کشی که یا در بندرهایی لنگر اندخته اند، یا در اقیانوس ها سرگردانند، انبار کرده است  

6 – نپرداختن به دلار

هر اگاهی می داند سالها است که کشورهای بسیاری در جهان، حتی اروپا، می کوشند خودرااز زیر تسلط دلار خارج کنند، واین یکی از اهداف مهم سازمان همکاری شانگهای است.  به ویژه که چین نمی خواهد در دست آمریکا اسیر باشد ، که برسنت خود از هرکشوری ناراضی شد، سپرده هایش را مسدود کند ویا با تحریم و جلوگیری از مبدلات ارزی آن در جهان، اقتصاد آن را فلج کند. کاری که باایران کرده است. ایران نیز سالها است که سعی کرده در مرتبه یک عضو به این سازمان به پیوندد که موفق نشده است

بهر حال این ایراد چنان مسخره است، که رسانه های مزدور اضافه کرده اند چین پرداخت هایش را با ین یا ارز هرکشوری که می خواهد، از جمله کشورهای آفریقایی طرف حسابش، بپردازد

جو سازی

غرب به سرکردگی آمریکااز انجام احتمالی این معامله سخت خشمگین است. از این روی با تمام نیرو علیه آن سم پاشی می کنند زیرا می دا نند اگر این تحریمهای بی سابقه در جهان ایران رابه زانو در نیاورد، بسیاری از کشورهای جهان سوم هم گستاخ شده ، وعلیه آنان برمی خیزند. همان تاثیری که نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکیر مصدق گذاشت .از این روی علاوه بر تلاش وسیع خودشان،  هردو گروه وابستگان و دلبستگان  خود را در این کارزار بسیج کرده اند

 اما چگونه است که نیروهایی که خودرا ملی مینامند، ومیگویند علاقه ای به تسلط و حتی نفوذ آمریکا و اروپا در ایران  ندارند، نیز همان ایرادات بی اساس را تکرار می کنند. دو دلیل برای این کار آنان می توان ذکر کرد

1 – نفرت از جمهوری اسلامی : بسیاری از آنان چنان از این حکومت متنفرند، که همان نفرت  محرک نقد آنان می شود. کاش اینان صادقانه می گفتند ما با این معامله و هر معامله دیکری با جمهوری اسلامی مخالفیم، چون  منجر به تثبیت حکومتی می شود که  با همه وجود خواستار سرنگونی آن هستند

  • 2       – درک نکردن تفاوت هویتی قدرت غرب وچین : غرب برای توسعه قدرت خود یک راه راقرن ها رفته است. راهی که در طول تارخ در جهان حاکم بوده است ، تسـلط با قدرت نظامی.  هرچند پس از آن دست آوردهای تمدن خودرا نیز به مستعمرات یا زیردستانش می بردند، و چه بسا باعث رشد و توسعه آنان می شدند.اما چین راهی نو رابرای کسب قدرت ابداع کرد. راهی که سالها  مورد توجه غرب قرار نگرفت زمانی غرب وقتی هوشیار شد که چین رقیبی شده بود که کنترلش بسیار مشکل شده بود .  چین می گفت منظور اصلی از استعمار کشورها و تسلط بر آنها  منافع اقتصادی است . خوب من بجای رفتن راه غیرمستقیم، مستقیما پول را نشانه می گیرم. در معامله با کشورها نه به دنبال قدرت سیاسی هستم ،نه نفوذ ایدئولوژیکی ، اینکه آن حکومت ظالم است و خون مردمش را به شیشه می کند به من تاجر ربطی ندارد. من با ایران اسلامی معامله می کنم، ودر همان حال بااسرائیل وعربستان هم وارد معامله می شوم . لذا پس ازآنکه مائو استقلال کشور را تامین کرد. حکومت با تحولی بزرگ در سیاست خودرشد اقتصادی را اساس سیاست های خودکرد. پس از  سروسامان دادن به کشور خودش ،سر در دنیا گذاست .هرجا جای خالی ای یافت سرمایه گزاری کرد. غرب هم وقتی می دید او کاری به اینکه چه حکومتی باچه رابطه ای با غرب بر سر کاراست ندارد، سرمایه گذاری ان را خطری برای خود نمیدید .تاروزی که متوجه شد چین تقریبا تمام آفریقا را دردست گرفته است ، وبا سرمایه زیادی که جمع کرده کم کم به حیات خلوت های غرب هم پا گذاشته است رقیبی که نه تنها بمب اتمی وهیدروژنی دارد، بلکه دارای ارتشی نیرومندی است که به خوبی قادر به دفاع از وطنش هست. وغرب مثل اوایل قرن نمی تواندبه آنجا لشگر بکشد، و آن را مجبور به تسلیم بکند

این شیوه توسعه نه تنها به سود چین بود، بلکه کشورهای طرف معامله نیز از آن بسیار راضی بودند. یکی از دوستان که از کار شناسان ارشد بانگ جهانی است، می گفت سالها پیش ما به آفریقا که می رفتیم، مقامات آن کشورها، حتی روسای جمهورشان تلاش می کردند با ما ترتیب ملا قاتی بدهند. اما از موقعی که پای چین در آنجا محکم شده هیچ شوقی به دیار ما ندارند. از آنان علت این تغییر رفتار راکه می پرسیدم می گفتند غربی ها که می آیند کلی شرط و شروط دارند. این که آیا مادر خط سیاسی آنان هستیم، یا در اثر فشار نهادهای مدنی خود از ما می خواهند که حقوق بشر را مراعات کنیم، یا به حقوق کارگران تجاوز نکنیم، یا سلامت محیط کار آنان را تامین کنیم. در حالی که چینی ها هیچ یک از این شرایط را ندارند، تنها به فکر فروش اجناس خود و سود آوری اقتصادی خویش هستند. می پرسیدم مردم از این بابت ناراحت نیستند. می گفتند با سرمایه گذاری چین کار تولید می شود، ووضع معیشت مردم بهتر می شود. از سویی این مردم نیازمند به طورسنتی به حکومت های مستبد عادت دارن لذا به این مسایل اهمیتی نمی دهند

برای چین هم این شیوه بهترین است. غرب به رهبری آمریکا با حملات غیر انسانیش خاورمیانه راویران کرده، وتخم نفرتی از خود در آنجا کاشته است ، که اثراتش به نسل ها خواهدرفت ، آن گاه شرکت های چینی در عراق بیشتر تجارت می کنند تا شرکت های آمریکایی . آمریکا ایران را تحریم میکند وغرب در اثر آن میلیاردها دلار ضرر می کند، آن وقت چین از این تحریم ها بیشترین سود را می برد

توجه نکردن به این شیوه نوینی که چین برای توسعه پس از مائو به کار می برد، سبب می شود که مخالفان بی جهت بدنبال آن باشند، که کجای این معامله بزرگ ایران رااسیر چنگال چین می کند. به قراردادهای استعماری نفتی و غیرنفتی با غرب مراجعه می دهند  با این استد لال که هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی گیرد ، از این معامله وحشت دارند. و چون دلیلی برای استثمار در آن نمی یابند، از زاویه سیاسی به آن حمله می کنند.  واز همین راه هم نا آگاهانه در چاله تبلغات غرب می افتند.  در حالیکه توجه ندارندچین میتواندرابطه بسیار عادلانه و منصفانه ای با ایران برقرار کند، و سبب شود که ایران نه تنها از زیر بار فشاهای غرب کمر راست کند، بلکه اقتصاد ایران در زمینه های بسیاری بارور شود.  چین میداند با این عمل برای سالهای طولانی ، بسیاری از ساختارهای اقتصادی و برنا مه های توسعه ایران ناگزیر از مصرف تکنولوژی چینی، بجای آمریکایی واروپایی خواهد شد. واین شامل هر سیستم فروشنده ای میشود.   اگر ما تعصب به خرج ندهیم ،و چین ستیز نباشیم، برای ایران چه تفاوتی می کند که چه نوع سیستمی را بکار گیرد.. ضرب المثلی چینی ها می گوید تفاوتی نمی کند که گربه سیاه است یا سفید مهم آن است، که بتواندموش بگیرد

. شرکت های کامپوتری ماشینی راکه هم چاپ می کند ، هم فکس و اسکن و کیپی به قیمت بسیار ارزان می فروشند، چون می دانند ده برابر پول آن را از فروش مرکب آن در خواهند آورند

 ایرادات دل سوزانه و منطقی 

بسیاری از صاحب نظران بی غرض داخل کشور، هم صدا با اپوزیسیون ملی ومردمی به مشکلاتی اشاره می کنند ،که کل نظام با آن در گیراست، و بدون حل آن ها هیچ طرحی به موفقیت لازم نمی رسد.  بلکه چه بسا حاصل این سرمایه گذاری های وسیع سبب رانت خواری و فساد بیشتر شود . ازعمده  ترین این ایرادات که هستی نظام را به شدت به خطر انداخته اند از این موارد را  می توان بر شمارد

1 – ناکارآیی نظام و تسلط رابطه بر ضابطه که منجر به کنار گذاشتن نیروهای کارآ، و جای گزینی آنان با افراد نادان بی اطلاعی می شودکه هنرشان در تظاهر و تملق و کاسه لیسی است

2 – فساد فرا گیر که تا عمق قوه قضائیه را هم آلوده کرده است تا آنجا که این نظام بسیاری از مخالفان خود را در خارج ترور می کند، یا باترفندهای بسیار ماهرانه آنان را دزدیده و به کشور می آورد، بسیاری از متهمان سوء استفاده های بزرگ، که افرادسرشناسی هم هستند، در زمانی که به دادگاه احضار شده اندبا اموال دزدیشان  به خرج فرار می کنند

– 3عدم شفافیت که خود زمینه ساز شایعه پراکنی ها و بی اعتمادی شدید مردم به حکومت شده است

4 – ستیز قدرت بی رحمانه ای که سبب شده بسیاری از طرح هارا ، هر چه قدر هم مفید وسازنده باشد چون از جناح رقیب می آید از بین ببرند. بلایی که در جنگ با عراق به قیمت چندین سال ادامه بی فایده جنگ و شهادت صدها هزار سرمایه های وطن ادامه یافت.  یا در جریان گروگان گیری، برای گرفتن قدرت از دولت بازرگان و تضعیف بنی صدر ،ایران را در جهان بی اعتبار کردند

5 – خود سری وبی قانونی نیروهای امنیتی و بدتر از همه نیروهای امنیتی سپاه که  سیاست آن مبتنی بر  سرکوب بی رویه مخالفان یا مظنونان به مخالفت است .آن هم با خشونت بسیار ،و محکوم کردنشان به زندان های طولانی مدت . از جمله زنان قهرمانی که جرم برخی از آنان و کالت متهمان سیاسی بوده است. و یا دستگیری بی دلیل اساتید و محققان ایرانی که به ایران آمده اند، و چه بسا به دعوت دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی دولتی. وفاجعه بارتر این که با غرور می گوید ما به ازای آزادی آنان از غرب باج گرفتیم. .بدین سان  ایران رادر چشم جهانیان بی آبرو می کند.

نتیجه گیری

این مشکلان ومشکلات بیشتر نظام را در هر معامله ای دچار اشکالات می کند، و از کار آمدی آن می کاهد. لذا چند راه بیشتر در پیش روی نیست

الف : با هر رابطه اقتصادی وسیاسی جمهوری اسلامی مخالفت شود. به امید آنکه نظام مستاصل شده وسرنگون شود. اما همه کس میداند این حکومت به این شکل سرنگون نخواهد شد. مگر آن که نیروهای خارجی از آشوب ها استفاده کرده ، و با نیروی نظامی آن را سرنگون کنند، که تجربه عراق ولیبی وسوریه نشان داده که حاصلی جز ویرانی مملکت ،و بدتر شدن اوضاع کشور ندارد .. امری که تنها مزدوران وبیگانه پرستان خواستار آن هستند

ب : امید به اصلاح نظام در اثر آشوب ها وورشکستگی . حالتی که نه تنها در مورد ایران به آن امیدی نمی توان داشت، بلکه هر اندازه حکومت منزوی ترشود، و خودرا بیشتر در خطر ببیند، بر فشار خود برمردم، و پلیسی کردن جامعه می افزاید، و راه را برهر اصلاحی می بندد. نمونه اش کره شمالی وونزوئلا. آیا از این نتیجه می گیریم که مخالفین باید نا امید شده و تسلیم شوند . این نتیجه ای است نادرست وانحرافی بلکه وظیفه اپوزیسیون و بخش  های مدنی جامعه، افشاگری هر چه بیشتر، وتقویت جامعه مدنی است، تا در اثر فشار آن ها حکومت اصلاح شود، و تحول پیداکند

ج : تجربه های تاریخی نشان داده که هراندزه روابط اقتصادی و سیاسی کشوری  گسترش یابد، نظام بیشتر مجبور به اصلاح وتحول می شود. ازجمله اگر همین سرمایه گذاری چین عملی شود، جمهوری اسلامی ناگزیر از پذیرش  بسیاری از  قوانین بین المللی مثل “گروه ویژه اقدام مالی” ،که حال از پذیرش آن سرباز میزند بشود.   ویابرای سرکوب ها و بی قانونی هایش بیشتر ناگزیر به پاسح گویی به نهادهای حقوق بشری می شود

د : رشد طبقه متوسط : بلاخره با این سرمایه گذاری چرخ های اقتصاد مملکت  بیشتر به حرکت می افتد طبقه متوسط به امکانات رفاهی بیشتری دست می یابد.  این نکته پذیرفته شده ای در همه تحقیقات جامعه شناسی جهان است، که مشکلات اقتصادی در جوامع دموکرا ت دولت ها را عوض می کند. اما هیچ نظام  استبدادی ومنزوی زیر فشار فقرو به دست گرسنگان فرو نمی ریزد. این رشد طبقه متوسط است که فشار بیشتری بر حکومت می آورد، و آنرا مجبور به اصلاخ، تحول ، وچه بسا سرنگونی می کند مطلبی که دکتر ولی نصر در کتابش به خوبی شکافته است.