“نه به جمهوری اسلامی” ترفند جدید سلطنت طلبان ، محمد سهیمی

خبرها و مقالات

دوستان سلام: چند روز قبل بیانیه‌ای منتشر شد با عنوان “نه به جمهوری اسلامی” که در آن از هموطنان دعوت میشد که به کارزار جدیدی علیه جمهوری اسلامی بپیوندند. این بیانیه، که اینطور که گفته میشود به پیشنهاد به اصطلاح “شورای مدیریت گذار” به رهبری حسن شریعتمداری و با همکاری شهریار آهی [که خود عضو آن “شورا” میباشد] بوده است، در حقیقت ترفند جدید سلطنت طلبان است. به اسامی امضا کنندگان لیست نگاه کنید تا ببینید چه کسانی در آنجا هستند. چند نکته درباره این بیانیه را باید مورد توجه قرار داد. شریعتمداری هم یکروز طرفدار جمهوری، یک روز طرفدار سلطنت، و روزی دیگر طرفدار سلطنت انتخابی بوده است، چون لابد خودرا در نقش “شاه حسن اول” میبیند.

اول، بسیاری در این لیست مستقیم و غیر مستقیم از حمله نظامی به ایران حمایت کرده ا‌ند. رضا پهلوی، منتظر السلطنه، در دستکم دو سخنرانی و همچنین مصاحبه از حمله نظامی به ایران حمایت کرده است. در مصاحبه دیگری او ادعا کرد که مردم ایران “قدردان” ترامپ برای تحریم‌های اقتصادی هستند. چگونه میتوان به اینها بعنوان دلسوز مردم ایران و کشور نگاه کرد؟

دوم، اگر اینطور که گفته میشود این به ابتکار به اصطلاح “شورای مدیریت گذار” بوده است، این تلاشی جدید در پی‌ شکست‌های قبلی‌ این شورا است. بعد از تظاهرات آبان ۱۳۹۸ این شورا در نامه‌ای درخواست مداخله شورای امنیت سازمان ملل در چهارچوب فصل هفت منشور سازمان نمود که معنی‌ آن مداخله به اصطلاح بشردوستانه در ایران بود. کاوه موسوی، سخنگوی این سازمان رسما اعلام کرد که “ما میخواهیم ایران را به همان جایی‌ برسانیم که لیبی‌ بود.” بعد از آغاز شیوع ویروس کرونا این شورا نامه‌ای به برایان هوک که در آن زمان مسول ویژه ایران در دولت ترامپ بود نوشت و از او خواست کمک کند که این موضوع در شورای امنیت سازمان ملل مطرح شود. هیچکدام به جایی‌ نرسید.

سوم، نه گفتن به جمهوری اسلامی، و یا به گمان من نه گفتن به نظام ولایت فقیه، امر تازه‌ای نیست و سابقه چند ده ساله دارد. مردم در مواقع گوناگون و با بهانه‌های گوناگون نشان داده ا‌ند که این نظام را، در دستکم به شکل کنونی، نمیخواهند. خود من همیشه طرفدار جمهوری دموکراتیک بوده‌ام که در آن دین هیچگونه نقشی‌ در حکومت ندارد، و روحانیون، از بهترین تا بدترین آنها، هیچگونه امتیاز ویژه‌ای ندارند. فرض کنیم ده‌ها هزار نفر از مردم این را امضا کنند، که به دلایل گوناگون اینطور نخواهد شد. بعد قرار است چه اتفاقی روی دهد؟

چهارم، اصولا، به گمان من، مردم داخل کشور به اپوزیسیون قلابی خارج از کشور که از تحریم، جنگ، و تجزیه طلبی حمایت کرده است هیچگونه اعتمادی که ندارند، هیچ، بلکه اصولا آنها را بعنوان اپوزیسیون قبول ندارند، و به اصطلاح رهبران آنرا مردمی میدانند که مانند احمد چلبی‌ها و ایاد علاوی‌ها فقط به دنبال به قدرت رسیدن هستند، و از خانه‌های امن خود در خارج از کشور به مردم داخل ایران می‌گویند “لنگش کن.”

پنجم، حتی اگر قرار بود مردم داخل کشور به اینگونه اقدامات اقبالی نشان دهد، فقط در صورتی‌ اینکار را خواهند کرد که آگاه باشند که انتخاب دیگر — جانشین نظام کنونی — چه خواهد بود، چه برنامه‌ای دارد، و چقدر میتوان به آنها اطمینان نمود. فقط به صرف اینکه “مردم بیایید و به جمهوری اسلامی “نه” بگویید” که کافی‌ نیست، آنهم از طرف گروهی که اعضای شناخته شده آن از افراطی‌ترین ایرانی‌ها بوده که همیشه دست در دست افراطی‌ترین نیروهای جنگ طلب غرب بوده است.

ششم، هر از چند گاهی‌ بیانیه‌ای از این نوع منتشر میشود. بیانیه خانم شیرین عبادی به همراه ۹ نفر دیگر را بیاد دارید که خواهان رفراندم در ایران شد؟ به کجا رسید؟ بیانیه‌های متعدد بعد از تظاهرات دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ را به یاد دارید؟ سرنوشت آنها چه شد؟ گنده گویی‌های به اصطلاح شورای مدیریت گذار را بخاطر دارید که علاوه بر نامه پرانی اعلام کرد که قصد دارد با کشور‌های همسایه ایران وارد مذاکره شود؟ آنها به کجا رسیدند؟ “پیمان نوین” رضا پهلوی، منتظر السلطنه، که همین چند ماه پیش منتشر شد، به کجا رسید؟ هیچ جا. اینگونه بیانیه‌ها فقط احساس کاذب به برخی‌، و امیدواری بی‌ پایه به برخی‌ دیگر میدهند، و با همان سرعت هم فراموش میشوند. چرا؟

به گمان من پاسخ این سوال روشن است: محل مبارزه برای رسیدن به یک جمهوری دموکراتیک در ایران است، نه اروپا و آمریکا. مسیر رسیدن به این جمهوری از ماکو، سرخس، چاه بهار، و خرمشهر، از اصفهان و شیراز و بوشهر، از سنندج، ارومیه، و تبریز، از سواحل دریای خزر تا دشت کویر و سواحل خلیج فارس و دریای عمان، و از کوهستان‌های البرز و زاگرس می‌گذرد، نه از واشنگتن، لندن، و پاریس.

هر وقت در کنار مردم در داخل ایران بودیم، و در درد و رنج آنها سهیم شدیم، آنوقت نه تنها مردم به ما اعتماد خواهند کرد، بلکه جنبشی نیرومند و سراسری را میتوان برای احقاق حقوق حقه خود آغاز کرد و به سرمنزل مقصود رساند. تا آن زمان اینگونه “کنش ها” آب در هاون کوبیدن است.

Muhammad Sahimi