پاسخی کوتاه و انتقادی به بیانیه برخی فعالان مدنی که در روزهای اخیر منتشر و از سوی گروهی امضا شده است

خبرها و مقالات

افشین جعفرزاده
به نام آفریدگار پاک
در چند روز گذشته ،بیانیه ای در قالب هشدار به نیروهای دموکراسی خواه ایران ، منتشر شده که در بخشی از آن ازرفتار افراطی شهردار ارومیه، تجلیل و دفاع شده است .نویسندگان این بیانیه که مدعی فعالیت سیاسی و مدنی در ناحیه آذربایجان هستند ، ضمن دفاع از شهردار ارومیه منتقدان رفتار نا معقول و غیر قانونی ایشان را محکوم کرده اند.
بیانیه مذکور با انگاهی سطحی، برخی فعالان جبهه دموکراسی خواهی ایرانی را متهم به فریب خوردگی کرده و مدعی است موضع گیری انها در برابر رفتار نادرست شهردار ارومیه منجر به “تشدید شکاف قومیتی “خواهد شد!
این بیانیه با مقدمه ای قابل قبول حاکی از دفاع از آزادی خواهی و دموکراسی آغاز شده و نوید یک مطالبه مطلوب در ابتدا است.اما در ادامه مشخص میشود که طراحان و تنظیم کنندگان بیانیه نه درک درستی از تحولات تاریخی ایران و به ویژه آذربایجان دارند و در کنار آن نه شناختی کافی از سپهر سیاسی و فرهنگی و تاریخی ایران امروز….
بیانیه ای که نویسندگان آن هدف خود را در ظاهر دفاع از آزادی خواهی برای آموزش و تولید ادبیات در حوزه زبان عزیز ترکی آذربایجانی کرده، در حالی که بسیاری از نویسندگان و امضا کنندگان آن حتی از بیان و نوشتار یک پاراگراف ساده به این زبان ارزشمند عاجزند.البته در کنار این ویژگی، فعالیت های مدنی شان نیز بویژه در دهه اخیر غالبا دفاع صرف از قوم گرایی افراطیست و عجیب نیست این بیانیه ها به فوریت در محافل تجزیه طلب و مارکدار منعکس میشود و در صدر می نشیند و به جای دفاع از حق مطابق با اصول شهروندی آموزش زبانهای ارزشمند محلی ، به وادی بیراهه آموزش به زبان اقوام متتهی میشود و می دانیم میان این و آن یکی تفاوت بسیار است.اولی حقی است مطابق با قانون و دومی راهبردی ایران بر باده ده و ناروا.
روشن است ،این دسته کوچک نه درک درستی از واقعیت های هویتی و تاریخی آذربایجان دارند و نه مفهوم وابستگی به بیگانه و ترویج اهداف آنها را درک کرده اند.
تنی چند از امضا کنندگان بیانیه مدعی میراث داری راه مصدق و بازرگان هستند! اطمینان دارم اگر بزرگانی چون مصدق و بازرگان و طالقانی زنده بودند از همین معدود مدعیان امضا کننده آن ، به واسطه بخش هایی از این بیانیه! اعلام برائت و چه بسا انزجار می نمودند.
مصدقی که کارنامه اش در داستان فرقه های استالین ساخته و مجادلاتش با امثال پیشه وری و ایادی حزب توده در مجلس چهاردهم روشن است و به این گروه هشدار می دهد ایران را حراج بیگانه و استالین نکنید و طالقانی که در همان زمان سرباز و افسر ایرانی را در زنجان آزاد شده از اشغال استالین به آغوش می کشد وسربازان عازم مقابله با غلام یحیی و فرقه بیگانه ساخته را از زیر قرآن عبور می دهد و یا بدنبال بحران های قومی سال ۱۳۵۸،می گوید اگر فتنه قومیتی خاموش نشود سوار تانک شده و خودش به کانون بحران خواهد رفت و مهندس بازرگانی که در دفاعیاتش در محاکمات دهه چهل از رشادت و ایران خواهی آذربایجانیان در اضمحلال فرقه پوشالی استالین ساخته ، سخنها می راند . و می دانیم پدر او شادروان عباسقلی بازرگان ،رییس آذربایجانی های مقیم مرکز در دهه بیست و بحران فرقه بود و دفترش کانون یاری رسانی و سخن رانی های پرشور آذربایجانی های دلبسته به ایران و در زمان نخست وزیری، ایستادگی اش در قبال جریان قوم گرای افراطی مشخص است و فرمان مقابله با تجزیه طلبان و قوم گرایان افراطی را می دهد و چمرانی که کارنامه اش را دردفاع از وحدت ملی ایران هر فردی آشنا به رخدادهای کشدار آن زمان نیک می داند.
آقایان و عزیزان!
یادتان باشد وحدت ملی ایران و موجودیت این کشور عزیز رایگان حاصل نشده است .کسی که دل در گرو راه آزادی و آبادی ایران دارد هیچگاه از فعالیت مدنی و ابراز عقیده و آزادی خواهی اشخاص با هر اندیشه ای دل نگران نمیشود و محدودیت ها را محکوم می نماید.
اشکال اینجاست که شما تجاهل العارف کرده و فرق بین فعال مدنی و رهپوی آزادی و مخالف و منتقد غیر وابسته را با مشتی وابسته به بیگانه که بر اساس اسناد اخیرا منتشر شده خود بیگانگان( ویکی لیکس)،خودرا به جیره های دویست دلاری ارزان فروشی کرده اند نمی دانید و آگاه نیستید روزگاری کسانی چون انصاف علی هدایت و محمود علی چهرگانی و فرزاد صمدلی و یوسف عزیزی بنی طرف و.. با همین ادبیات غلط زمانی که ساکن ایران بودند دم از هویت گرایی قومی می زدند و اینک کارنامه پر ادبار وضد ایرانی و البته تجزیه طلبانه و مواجب بگیری از بیگانه شان بر همگان مشخص است.
کیست که نداند جنس تبعیض و ناروایی ها در ایران کنونی هرگز تعلق به یک قوم و تبار خاص نداشته است که نا آگاهانه برای خود خاصه خرجی می تراشید و نوای ناخوش و تفرقه افکنانه مرکز و محیط سرداده و اذهان ساده دل را به زعم خود فریب می دهید که اگر اندکی انصاف و خرده ای بینش و درک شرایط و مقتضیات و البته مهر ایران در دل داشتید حرف عیان خود را که عملا ترویج قوم گرایی محض است نمی زدید و از واژه هایی ارزشمند چون دموکراسی و آزادی و حق اعتراض مدنی سو استفاده نکرده و از حضور در جریانات مصدقی و ملی و اصلاح طلبانه نردبان خلاف گویی و کلمه الحق یراد به الباطل ، نمی ساختید و آن فراز بیانیه را به نشیب تعصبات قومی الوده نمی کردید.
اکثریت مردم آذربایجان بعنوان جز لاینفک ملت بزرگ ایران آگاه و بیدارند و هدف واقعی این بیانیه ها را خوب درک می کند و البته در کنار نیروهای آزادی خواه کل کشور، تحولات آذربایجان را پی گیری کرده و دلایل عصبانیت و سرگشتگی و تناقض گویی های آنچنینی شما را دقیقا می دانند.
بیهوده نیروهای ایران خواه ،به ویژه ایران گرایان خردمند آذربایجانی را با ادبیاتی ناروا متهم نکنید.ما خود آذربایجانی هستیم و عاشق وحدت ملی ایران و نگاهبان ارزشهایی چون زبان وحدت ملی و انتخاب طبیعی مان پارسی و البته زبانهای اقوام و محلی عزیز ایرانی از جمله زبان ارجمندمان، ترکی آذربایجانی و البته نه زبان گنگ وارداتی برخی از امضا کنندگان این بیانیه که نه کمترین آگاهی از زبان ترکی آذربایجانی دارند و نه دلبسته دموکراسی هستند و حدااکثر داشته هایشان بازتولید چند نوشتار غلط و شکسته به زبان وارداتی و تحریف شده باکو و آنکاراست و آسیب رسان به همان زبانی که ادعای بی پشتوانه دفاعش را ناروا بردوش می کشند و عملا با این رفتارهای ناروا آسیب زننده اصلی به ریشه های ایرانی آن هستند.
راقم این سطور آماده است با نماینده شما در یک تریبون آزاد به همان زبان مادری عزیزمان به مباحثه بنشیند و نشان دهد کمترین تعلق و تسلطی نه به این زبان دارید و نه از دموکراسی و تاریخ و فرهنگ ایرانی آذربایجان دارای درک درستی هستید.
روزگاری فرقه ای بود و ایران و آذربایجانی زیر چکمه های استالین!از دهان گروهی همان تراوشات منتشر می شد از جنس و عیار بیانیه شما و سرنوشتش در شامگاه ۲۱ آذر ۱۳۲۵ نخست از سوی بزرگان خود ما وطن خواهان آذربایجانی رقم خورد و اسباب تجربه برای ایران امروز ما شد.
فرزندان همان وطن خواهان زنده اند و مباد روزی که سرزمین پدری اسیر قوم گرایی افراطی گروهی هویت ناشناس بشود .هویتی که شاعر فرهیخته آذربایجانی، میرزا معجز شبستری، چه خوش در صد و بیست سال پیش در چکامه فاخر “وطنی سرود” عیان کرده:

خصم اولا هرکیم بیزه،آلت ایدروخ اونلاری
قورخی ندور بیلمروخ ،بیز وطن اصلان لاری
عرصه میدانی بیز دشمنه تنگ ایلروخ
حمله صف دشمنه،مثل پلنگ ایلروخ
حکم ایده گر خقلیمیز ، شیریله جنگ ایلروخ
خلق آقامیزدور بیزم،بیز اونون اوغلانلاری
قوخما عجم ملتی ، همهمه شیردن
ایلمروخ باک بیز،نعره شصت تیردن
چکمز اَل ایرانلی لار قبضه ی شمشیردن
گر توکوله سوکیمی، یر اوزونه قانلاری
چوخ سو وَر ایرانلی لار،جان کیمی ایرانی نی
کج باخا هرکس اونا، لشکر ایچر قانی نی
راه وطنده فدا فورا ایده ر قانی نی
چونکه کیان نسلی نون جانلی دور ایمانلاری
صفحه ی تاریخده شانلیدی چون آدیمیز
رستم دستان کیمی ،جنگ ایدر افرادیمیز
دیو سفیدین قولین ،باغلامیش اجدادیمیز
سطوت تاریخیمیز قورخودار انسانلاری
تابع ایرانیدی بلخ و بخارا و شام
هند و خطا و ختن،یثرب و بیت الحرام
آلتی مین ایل تیتردیب،کره ارضی تمام
بیز عجم اولادونون سام و نریمانلاری

و شهریارمان چه نیک آن اضمحلال فرقه را به رشته کلام کشیده:

هان به یغما برده آن ناخوانده مهمان میرود
آن نمک نشناس ، بشکسته نمکدان میرود
گرچه بام ودر به سر کوبید صاحب خانه را
خانه آبادان که جغد از بوم ویران میرود
از حریم بوستان باد خزانی بسته باد
با سپاه اجنبی از خاک ایران میرود
بار قحط و رنج و درد آورد و رفت
گو بماند درد را، کز سینه پیکان میرود
دیزی سفت و سیاهی پشت پایش بشکنید
ترسم آخر باز گردد چون پشیمان میرود
شرّ آن کوبنده چکش از سر ما کنده شد
لیک از رو مشکل این کوبنده سندان میرود….
سخن مشفقانه ما را با گوش جان و ابزار خردمندی بشنوید و بیش از این با واقعیت های فرهنگی و تاریخی ایران و آذربایجان وارد جدال نشوید.
جانیمیز ایرانا وشانلی آذربایجانا فدا…..
ایرانیمیز و اونون شرفلی یاشیل، آق، قرمزی بایراقی همیشه دالقالانسین!
ملی بیرلیگیمیز همیشه لیک قالسین!
یاشاسین ملی و طبیعی مشترک دیلیمیز فارسی و ایرانین دیگر گوزل محلی دیل لری!
یاشاسین آزادی و دموکراسی!
افشین جعفرزاده
۲ مهر ۱۳۹۸ September 24, 2019 –
@Afshinjafarzadeh