پاسخ به پرسشی درباره اعلامیه نویسی و جمع آوری امضا برای محکوم کردن ایران در فاجعه غرق شدن شهروندان افغانستان، نورالدین غروی

خبرها و مقالات

دوستی از اعلامیه نویسی و جمع آوری امضا برای محکوم کردن ایران در فاجعه غرق شدن شهروندان افغانستان پرسیده که منهم این پاسخ را دادم :

 . از قرار ایشان موافق اعلامیه دادن درباره افغانها است ولی مشکلش تنوع امضا ها است

 من براستی گیج شده ام . مقامات ایران و افغانستان مذاکره کرده اند و ایران به افغانها تذکر داده که بیشتر مواظب مرزهایشان باشند . مسئول ایرانی گفته آن قربانیان در بخش افغانستان دچار این بلا شده اند ، آمریکا که با تجربه فرار از ویتنام از پشت بام ساختمانی در سایگون نمی خواهد به آن روزگار دچار شود در دوحه نه با دولت افغانستان بلکه با اشرار طالبان قرارداد صلح می بندد که هرچه زودتر از آنجا بیرون برود و از سوی دیگر با تجربه عراق نمی خواهد افغانستان را دربست تحویل ایران بدهد ،  لازم می بیند که تخم نفاق و کینه با ایران را بکارد و داستان غرق کردن چند نفر افغان که طرحش توسط یک نظامی آمریکائی آشنا به زبان فارسی و با همکاری یک ایران وطن فروش ریخته و اجراشده است را از بنگاههای جنگ روانی مانند سعودی اینترنشنال و صدای آمریکا و جرثومه توطئه و خیانت ، بی بی سی وو پخش می شود و یک خودفروخته اندیشه به مزد بلافاصله اعلامیه ای می سازد و حضرات خوش قلب ما همراه با فاکس نیوزیست ها و نئوکانهای وطنی ، تجزیه طلبان ، ستایندگان تحریم و حمله به ایران و خدمتکاران سعودی و ام آی سیکس و سیا امضا می کنند بی آنکه اندک پژوهشی در چند و چون این واقعه کرده باشند .

حتا وقتی یکی از کارکنان بی بی سی آن طرح توطئه را افشا میکند که بلافاصله با فشار آمریکا حذف می شود ، نه پوزش خواهی می کنند و نه پشیمانند

حرمت نام و دیرینه افتخار آمیز خود و گروه و بزرگانی که با همه پوست و استخوان و روحشان ملی بودند و هرگز خط قرمزهایشان را زیر پا نگذاشتند لگد مال می کنند و شرب الیهودی اینچنین براه می اندازند که دیگر مرزی میان ملی و ضد ملی و برانداز و جدائی خواه و عمله جات اجرای طرح برنارد لوئیز با این شعار که “ایران کوچک زیباست” هیچ دیده نمی شود .

آه از نهادم بر می آید که “به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را”

ایران ، کشوری که تا چهار میلیون نفر از افغانها را در شرائطی که خود در بحران اقتصادی دست و پا می زده در خاکش پناه داده ، دشمن افغانها نشان داده می شود و مزدورانی مانند فرماندار هرات زبان به دشنام گوئی به ایران باز می کنند و در این میانه برخی دوستان ناخودآگاه  در تله بحران آفرینان می افتند.