گفتگو برای صلح و همزیستی: مسجد گوهرآغا شوشی

خبرها و مقالات

سالار سیف الدینی

این روزها خاورمیانه یکبار دیگر شاهد آشوب و کشمکش قومی و دینی است. شمال سوریه صحنه یکی از پیچیده‌ترین بازی های ژئوپلیتیکی به مثابه صفحه شطرنج شده است. قدرتی خارجی یک جفرافیای مشخص را ترک کرده و قدرت دیگر جایگزین شده است. نیروی رفته و نیرویی دیگر آمده است.عملیات نظامی ترکیه در شمال سوریه شاید وضع سوریه را بدتر کند و شاید هم قلمرو اسد را گسترده تر سازد، اما پیامد هر چه باشد،موجب نگرانی است زیرا خشونت زائد الوصف سربازان و نظامیان ترکیه بود که منطقه را به این روز کشاند. یکصدسال از فروپاشی عثمانی می‌گذرد اما این منطقه هنوز با پیامدهای این گذار وحشتناک، از قتل عام ارامنه و آشوریان گرفته تا سرکوب کردها و عرب ها دست و پنجه نرم می‌کند. ماترک عثمانی برای منطقه خشونت و الحاق‌گرایی بود.

از قرار داد سور و لوزان گرفته تا قرارداد آنکارا که وضعیتی مشروط برای موصل و کرکوک ایجاد می‌کرد. در هر نقطه از تپه های نوارشکننده خاورمیانه یادگاری از زخم های عثمانی پابرجاست، که با برآمدن نوعثمانی ها سرباز می‌کند. مرزهای سیاسی و خطوط قراردادی در بخش مرکزی خاورمیانه، پیچیده‌ترین شکل را به خود می گیرد زیرا مرزهای سیاسی منطبق بر خطوط فرهنگی و زبانی نیستند. به همین دلیل هر از چند مشکلاتی ناشی از عملکرد مرز تبدیل به بحران می شود. علاوه بر آن به باور کارشناسان هنوز نقاطی از این منطقه به صورت بی طرف یا منطقه حایل با خطوط تماس یا آتش بس اداره میشود که هر لحظه ممکن است به صورت موضوع برای شروع بحرانی جدید باشد. طرح ترکیه برای عملیاتی کرد منطقه امن یا حایل سی کیلومتری، یک مورد دیگر به همه آنها اضافه خواهدکرد.

اما در این سو در ماوراءقفقاز، شکل دیگری از گفتگوی ادیان و‌ تعامل بین ملت ها در جریان است. در شهری کوچک اما قدیمی به نام «شوشی» در قلب ناگورنو-قراباغ یک مسجد ایرانی با سابقه حدود دو قرن، به هزینه و تلاش ارمنستان و نهادهای مدنی ارمنی مرمت و احیا شد. یکی از معدود موارد در سالهای اخیر که مسیحیان و مسلمانان تعاملی سازنده را عملیاتی کرده اند.

گویا این سنت تعاملی بین مسلمان- مسیحی پیش از این نیز در منطقه وجود داشت. یعنی قبل از اینکه روس و سپس عثمانی ترکیب جمعیتی منطقه را دستخوش تغییر و بذرهای کینه در دل مردم بکارند تا نام منطقه فقط با جنگ و درگیری در تیتر رسانه ها همراه شود.

شوشی مهم ترین شهر آن ناحیه است که چشم اندازی ایرانی دارد و شاهد جنگ و درگیری های ایران و روس بود. حصار معروف آن، شهر را به یک قلعه در بلندی تبدیل کرده است. شوشی در قدیم دو جاده بزرگ داشت. یکی جاده شاهی بود که در زمان داریوش ساخته شد و شهر را به تبریز و جنوب وصل می‌کرد و دیگری راهی که به ایروان و غرب می رفت و در زمان انوشیروان ساخته شده بود. خاندان های مهم ایرانیِ شهر در جنگ جهانی نخست توسط نیروهای عثمانی یا قتل عام شدند یا به ایران گریختند. 

مسجد گوهرآغای شوشی مهم ترین مرکز شیعی منطقه با یک حوزه علمیه کوچک بود که به دلیل بی توجهی بلشویک‌ها و سپس جنگ داخلی به مخروبه تبدیل شده بود. حیاط پشتی مسجد دهها مزار با سنگ قبرها و کتیبه هایی مزین به اشعار فارسی و نامهای ایرانی دارد.

 سال ۱۳۹۵ هنگامی که از مجموعه مساجد منطقه دیدن کردم گوهرآغا در حال بازسازی بود اما باور احیای آن به این شکل به ویژه با پاسداشت هویت کهن،اندکی دشوار می نمود. اما امروز این بنا کاملا مرمت شده و آماده بهره برداری است.

شاید این اقدام فایده مادی برای دولت محلی ناگورنو- قراباغ و یا ارمنستان نداشته باشد به خصوص که آنها حکومت ثروتمندی نیستند. اما نشانه ای از تلاش برای صلح و همزیستی مشترک و حفظ تنوع فرهنگی ناحیه است. احیای مسجد ایرانی شوشی از لحاظ حوزه تمدنیِ «ایران فرهنگی» نیز اهمیت بسزایی دارد. این مسجد با معماری کاملا ایرانی ساخته شده بود و از همین رو است که مرمت آن نیز فقط به دست هنرمندان ایرانی ممکن بود. اکنون یکی از یادمان های میراث کهن ایران چند کیلومتر در آنسوی ارس احیاء شده است و این مایه خوشحالی است.

بازگشایی این مسجد همزمان با نشست سالانه کشورهای به اصطلاح ترک‌زبان در باکو همراه شد. اردوغان به این اجلاس رفت تا حمایت چند کشور در آسیای میانه را برای عملیات جنگی چشمه صلح در شمال سوریه جلب کند. در واقع ائتلاف برای جنگ در خارج نزدیک ترکیه با همدلی برای صلح در حوزه تمدنی ایران، همزمان شد. هر چند آنچه در شوشی رویداد، بازتاب چندانی در رسانه ها پیدا نکرد، اما اتفاقا به نظر می رسد همین رویدادها هستندکه برای همگرایی و همدلی باید در رسانه برجسته شده و اهمیت آن به مردم گوشزد شود تا بسترهای آزادی و تمدن رشد کند.

شرق