گنجشکی و قطره ای آب ، عرفان نظرآهاری

خبرها و مقالات

این آتش بر ابراهیم، گلستان نخواهد شد  نه به معجزه، نه به قهر و دستور.دوست، آتش می آورد؛ دشمن، آتش می آورد. این خاک که از آنیم ابراهیم است و ابراهیم در آتش است

اما آتش را آتش خاموش نخواهد کرد، حتی اگر هزار سال دیگر هم شعله ها زبانه بکشد

تنها آب، دوای ماست؛ از چاه خشکِ عقلانیت باید به زحمت  اندک آبی به در بکشیم. هر کس با سرانگشت های خود باید این چاه را بکَند، به امید این که  روزی حتماً به آب می رسد هر چند جهلِ تند و  بی خردیِ شتابان چنین حوصله ای را به انگشتان نمی دهد.

وقتی هر کس هر جا که هست هیزمی  در دست دارد و‌کبریتی،  تماشای گنجشکی که در منقارش قطره ای آب دارد، طنزی غم انگیز است. تماشای گنجشک کوچکی که می خواهد آتش را بر ابراهیم گلستان کند.

من آن گنجشک کوچکم که در هیاهوی شعله ها بر ناتوانی خود می گریم…