بیست وهشت مرداد روز زایش یک اهریمن- جمال درودی

خبرها و مقالات

 (شصت وشش
سال ازکودتای ننگین ) آمریکایی، انگلیسی، روسی علیه ملت بزرگ ایران گذشت.
کودتایی که سیرتکاملی تاریخ ایران را تغییرداد وملت بزرگی را ازاوج
عظمت وافتخاربه حزین ذلت وخواری کشاند. کودتای28 مرداد نه تنها با سرنوشت جامعه
ایرانی بلکه درمسیرحوادث جامعه بشری اثری نامطلوب بجای گذاشت وبیش ازنیم قرن است
که اثرات مخرب آن درمنطقه نموداراست.

من امروزبرآن نیستم که دراین
نوشتارباردیگروقایع تلخ کودتای ننگین 28 مرداد وروزهای پیشین وپسین آن راکه
خودشاهدوناظرآن بوده بازگو کنم. زیرا بسیارازاندیشمندان ومحققان وپژوهش گران آن را
مورد نقد وبررسی وتجزیه وتحلیل قراردادند. وملت ایران رای نهایی خود را درروز26
دیماه 1357 ارائه داد.

شاه رفت

دردهه شصت که جو ارعاب وخفقان برگرفته
ازجنگ برجامعه حاکم بود،وشمشیر ارتداد بالای سر جبهه ملی قرار داشت وبردن نام مصدق
وجبهه ملی برای گوینده خطراتی ایجاد میکیرد، بودندمردان آ زاده ای که جان برکف با
نام وامضا خود کلیه مسائل سیاسی روز وحوادث تاریخی را مورد نقد وبررسی قرارداده
وآن را بصورت گسترده انتشار میدادند. که البته هریک به نحوی هزینه سنگین آنرا
پرداختند. درمیان دهها بیانیه
انتشاریافته ازآن آزادمردان یا دواره ای به مناسیبت کودتای 28 امرداد با 43 امضا
ازشخصیتهای جبهه ملی ایران به تاریخ 28 امرداد 1366 انتشار یافت که درآن مدلل بعلل
وعوامل وعواقب کودتابه اختصارپرداخته شده که با هم مروری میکنیم بر آن نوشتار
متاسفانه اکثرآن عزیزان دیگردرمیان ما نیستند وهریک با کوله باری ازمبارزه
واستقامت ویک دنیا امید وآرزو وخاطرات تلخ به ابدیت پیوستند ودردل مام میهن جای
گرفتند. یادشان گرامی راهشان
پررهرو

 جمال درودی – عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران –
28 مرداد 1398

 به
نام خدا

 30 تیر و 28 مرداد دوروی
یک سکه وبرمحورمختصات تاریخ دو نقطه قرینه اند.30 تیر قله اوج و غلیان و جوشش نهضت
ملی ایرا ن و 28 مرداد نقطه افول وغروب جنبش شمرده میشود. 30 تیر چون فراز
آتشفشانی خاموش به فراخنای تاریخ شکوه و جاذبه ای می بخشد که هر کسی را از
فخروغرور سیراب میکند. و برعکس 28 مرداد نقطه نظیر هیولاِی ، تاریک وبدون اشک و غم
نمیتوان ازآن گذشت. روز 28 مرداد نه فقط در برخورد با سرنوشت جامعه ایرانی بلکه در
سیرحوادث کلی جامعه بشری و در تکوین و تکامل تمامی ملتهایی که شبیه ملت ایرا ن در
راه آ زادی و کسب واستقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مبارزه می کند نقطه منفی و
تاریک محسوب می شود، زیرا از لحاظ انسانی بنی آدم اعضای یکدیگرند و تار و پود
حوادث گیتی در پیکر واحدی بافته شده و جنبه مثبت و منفی یک کشور منحصراً به همان موضوع و مقطع واحد متوقف و محدود نخواهد شد و
ارتباط رخدادها آنقدر نزدیک و تنگاتنگ میباشد که فشار هر واقعه در پیدایش با تند و
کند شدن جنبش و حرکت سایر جوامع تاثیر مستقیم و فوری دارد. بنابراین سراسر تاریخ
جهان در قبال رنج و شادی هر ملت و هر عضو خود احساس و حس پیروزی و انفعال و شکست
در هر منطقه‌ای از کره زمین بازتاب می یابد و به همین دلیل ۲۸ مرداد بر قلب تاریخ و توده‌های جهان
داغ شکست گذاشت. و از نظر همگان روز شکست حق و شجاعت و زمان چیرگی تاریکی به روشنی
تلقی می گردد و مانند مفصل جذام زده تاریخ همه کس از آن بیزاری و دوری می گوید حتی
آنهایی که با ۲۸ مرداد
پیوند سیاسی یافته و داغ ننگ آن بر پیشانی دارند و از آن حلوا خورده و از همان
رهگذر به سیادت رسیدند ۲۸ مرداد
را افتخار آمیز نمی دانند

 خمیرمایه
۲۸ مرداد و
ریشه‌های ۳۰ تیر در
نهضت ملی ایران و علل و تبعات نهضت را در سیل و سرنوشت نفت ایران باید جستجو کرد.
گرچه قصد ما در این مختصر نگارش تاریخ به صورت فنی نیست ،  بلکه تصویر عاطفی
یک پدیده اجتماعی است و بیشتر جنبه تذکر و تذکار و به منظور از عبرت خود و دیگران
نوشته می شود. معذالک بیر گول نگاه گذرایی به مسئله نفت و مرور مختصری بر جنبش ملی
ایران شاید خالی از مصلحت نباشد. ماجرای نفت داستانی غمناک و در عین حال شورانگیز
دارد و سرگذشت آنان آکنده از دسیسه و تزویر توام با مبارزه و پیکار است 
نخستین سالهای سده بیستم که پیمان دادرسی به امضای شاه قاجار رسید ، سیاست کلی
ایران تحت‌الشعاع و تابعی از دیپلماسی شرکت نفت قرار گرفت ، انگلستان که از دیرباز
در صحنه سیاسی ایران حضور داشت ، با خرید سهام نفت و غارت ذخایر ایران ، پنجه
سرطانی خود را در تمام بافت اقتصادی و سیاسی و ریشه ایران گسترش داده و تلفیق
سیاست استعماری لندن با سرنوشت و سرگذشت تاریخ ایران آنقدر نزدیک و توأم بود که
بسیاری از  وقایع و حوادث موثر و عظیم ایران از تحولات نفت تغذیه می گردید.
انقراض سلسله قاجار و انتقال سلطنت به شخص گمنام چون رضا خان میرپنج و وقوع حوادث
ناگوار دیگر در اعداد این رویداد ها شمرده می شود خاندان پهلوی و دربار ایران
پایگاه و سنگی بود که عملا منافع شرکت نفت را حفظ می نمود. سایر نهادهای اجتماعی و
سیاسی و انتظامی مانند دولت و مجلس و ارتش زیر نظر درباره ایران و با حفظ ملاحظات
و مناسبات سیاست استعمار کنترل می شد. 

 در سال ۱۳۱۲ ، پیمان دادرسی به دست رضاشاه برای
مدت ۶ سال
تمدید گردید و تصور می شد که خیال لندن لااقل برای بیش از نیم قرن از حیث تحولات و
دگرگونی ها آسوده باشد. ولی سیر حوادث غیر از این را نشان داد و انگلیسی‌ها در
همان پناهگاه خود ضربه خوردن و همان راهی که برای آوردن رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ وارد شده بودند ضربت خوردن.
بزرگترین عیب و مهمترین. ضعف قرارداد در قسمت مربوط به تمدید نهفته بود و دکتر
مصدق با استفاده از جزر و مد رخدادهای بین المللی و تضادهای سیاسی سه کشور نیرومند
جهان آمریکا ، روسیه و انگلیس و بهره مندی از آزادی نسبی بعد از سقوط استبداد
رضاشاه در دوره چهاردهم ، مجلس مسئله نفت را به عنوان مشکل گشای تمام حوادث پیچیده
مردم ایران در دستور روز تاریخی قرار داد و جریان اساسی نفت را تحت اداره نیرومند
ملت گذارد انگلیس ها که از حوادث ایران بیمناک بودند ، سعی داشتند در محیطی بحران‌زده
و تاریک از استبداد و خفقان با تصویب قرارداد الحاقی به سند پاره ۱۹۳۳ جامعه مشروعیت بپوشانند. و به این
صورت قانونی دهند. هرچند شرایط اجتماعی ایران بسیار ترسناک و زمینه لغزنده و
خطرناک برای کار بود ، با این وجود دکتر مصدق با استفاده از همان جعبه مختلف و
آغشته به وحشت با تکیه بر افکار عمومی و تجهیز و تشکیل قوای مردمی به همراه جمعی
آزادمرد و آزاد خواه شجاع و وطن‌دوست پیکار سرنوشت‌ساز خود را زیر پرچم سیاست نفت
و انتخابات آزاد و تحلیل دموکراسی و آزادی واقعی دنبال کرد.

 سرانجام
در اسفند ماه ۱۳۲۹ قانون
ملی شدن صنایع نفت ایران در سراسر کشور به تصویب مجلس شورای ملی رسید و به وسیله
همان مجلس برای اجرای قانون مزبور ، مصدق به نخست وزیری برگزیده شد. ولی تصویب این
قانون پایان کار نبود بلکه آغاز ماجرا و پیکار محسوب می شد. زیرا علت وجود و حیات
در بار و شبکه وصیت عیادی انگلیس ، وزرا و وکلا و سناتورها و افراد متنفذ در وجود
شرکت نفت نهفته بود و با کنده شدن ۵ سرطانی
استعمار ریشه بسیاری از نابسامانی ها خود به خود خشک می‌شد. با این توضیح ، دولت
مصدق از دو جهت در داخل و خارج آماج هجوم و حمله قرار گرفتن. از داخل با دسیسه و
کارشکنی و جنگ پنهان و آشکار و ایجاد آشوب و بلوا و ناامنی عوامل سیاسی انگلیس
روبرو بود و در خارج نیز زیر فشار سیاسی و اقتصادی و نظامی استعمار قرار داشت.

 محاصره
اقتصادی ، تهدید ناوهای جنگی در خلیج فارس ، طرح شکایت متعدد در مراجع بین المللی
نظیر شورای امنیت و دادگاه لاهه ، منع استفاده از اعتبارات بین‌المللی ، جلوگیری
از فروش نفت ایران ، ایجاد جو تبلیغاتی زننده و غیر منصفانه در کشورهای جهان به
منظور مشاورش کردن افکار ملت‌ها علیه ایران یکی از دسیسه های استعمار بود. دولت در
هر قدم با چاره و چاله ای تازه مصادف می شد از سالها پیش برای بزرگ و خاندان
سلطنتی از ظهور و حتی مادر پیر شاه نقش عمده و سیاسی بر عهده داشتند و با شبکه
وسیعی از خیانت عوامل شاه را انجام می‌دادند. برنامه این بود که در درجه اول مصدق
را از راه فلج اقتصادی و سیاسی و اداری از پای در آورند. ولی پیشوای تیز بین جبهه
ملی مجرب تر و شجاع تر از آن بود که از این راه‌ها زمین بخورد. چین که تمام حیله
ها و دسیسه های دشمنان را خنثی می نمود. از دیوان دادگستری لاهه و شورای امنیت
پیروز بیرون آمد فشار اقتصادی و تهدیدات نظامی را تا حد توانایی تحمل و بخش‌هایی
از آن را  خنثی نمود. رابطه سیاسی خود با انگلستان  قطع کرد و با بستن
سفارت انگلیس کار شجاع و بی سابقه انجام داد و لانه‌های جاسوسی را مسدود کردن.
مصدق از ضربه ۶۰ قیام
سیتی به نفع ملت و تاریخ اجتماعی ایران سودجو و دست دربار را از مداخله در امور
کشور قطع کردن. توطئه ۹ اسفند
را خون ساخت و قاتلین افشارطوس را تا پشت میز محاکمه دنبال کرد. بالاخره چون از
لحاظ سیاسی و عادی حریفتون شدن ناگزیر به  ناجوانمردانه ترین شیوه نظامی‌گری
توسل جستند و نیروی مسلح را رودرروی ملت و علیه دولت شورا می دهند و با توپ تانک
به خانه نخست وزیر هجوم برده دولت را ساقط کردند.

بین ارتش و ملت خمی از بغض و کینه
کاشته شد. دولت ظاهراً سرکوب شد ، ولی شعله نهضت خاموش نگشت و شخص پیشوای ملت روز
به روز در معراج تاریخ باشکوه تر و درخشان تر گردید.

 کما
اینکه در ۱۴ اسفند
سال ۱۳۵۷ بیش از ۲ میلیون نفر بر آرامگاهش به احترام و
تجلیل اجتماع کردند. در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ جنبش ملی ظاهراً فروکش نمود اما
نهضت اصیل یک جامعه که برپایه دیالکتیک تاریخ سوار باشد هرگز نخواهد مرد و جوهر
قیام نیز زیر خاکستر سکوت و خفقان استحاله نیافت و با تغییر تکنیک و تاکتیک به طرف
کمال و تکمیل شتافت تا سرانجام سرنوشته مبارزه در بهمن ماه ۱۳۵۷ معلوم گردید. در اینجا ناگفته نماند
که هر سه قدرت بزرگ جهان با تمام فضا و تقابل سیاسی و اجتماعی در خصومت با ملت
ایران نقش مشترک و سهم مساوی داشتند. فریاد مرگ بر آمریکا و انگلیس در بروز این
دشمنی سهم بسزایی داشتند و برای جلوگیری از پیروزی ایران با تمام امکانات تلاش می
نمودند. اما روسیه شوروی چه دلیلی داشت که در سراسر دوران مبارزه ملی شدن نفت با
خشم و نفرت به ملت ایران بنگرد و به وسیله حزب توده و از راه ایجاد هرج و مرج کاذب
محیط اجتماعی ایران را آشفته و ناپایدار معرفی کند و در تنگنای اقتصادی از تحویل ۱۱ تن طلای ایران امتناع برسد و راه را
برای ظهور کودتا هموار سازد. اکنون ۲۸ مرداد و
نتایج آن تا بهمن ۱۳۵۷ به
اوراق تاریخ بازمی گردد ، باید مانند سایر رویدادها و از آن عبرت و پند آموز. جهان
که تاریخ تنها شرح زندگی شخصیت ها و عبور ارتش و داستان و پیروزی و شکست و حمله و
دفاع لشکرها نیست و به یک گروه و یک شخص و یک خاندان خلاصه نمی‌شود. تاریخ به نظر
آنها تعلق دارد و بیان کننده اعمال و افعال انسان ها و زمان داران و چگونگی و علل
و جهات متعدد و متغیر اجتماعی است. در آینه تاریخ است که جوهر حوادث و میزان خلوص
و عیاران ارزیابی می‌شود و طلوع و افول سازمان‌های سیاسی و تولد و رشد نظام‌ها و
سپس دلایلش ضعف و فسادی که استخوان بندی آن را بدون پوکه و سپس در هم می شکند ، به
صورت منطقی و صحیح تحلیل میگردد. منتهای متعصب و شگفت آن است که همگی تاریخ خوانده
ایم و هر یک از ما از نسل آدم کم و بیش تجربیات تاریخ را به صورت عینی مشاهده کرده‌ایم
و حتی مزه تلخ ظلم صدا را چشیده ایم و نتایج فساد را دیده‌ایم. معذالک معلوم نیست
که در پله‌های حاکمیت و زیر سر قدرت چه رمز و رازی و کدام جادویی اهریمنی نهفته
است که هنوز هم خیلی‌ها به محض وصول به آن وجود خود و تاریخ گذشته را از یاد می
برند و مست و مدهوش قدرت ، اشتباهات اسلاف را بلکه شدیدتر اجرا می کند. و در مرحله
آزمایش زمان اخلاقاً مسخ و روغن و سفاک و شقی وخالی از عاطفه گشته سرانجام خود و
دیگران را به مسلخ و مقتل تاریخ می کشانند.

آنکه
ناموخت از گذشت روزگار               
                     
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

بیست و هشتم مرداد ۱۳۶۶

دکتر احمد اخوان آذری ، عبدالعلی
ادیب برومند ، علی اردلان ، علی اصغر افشارکهن ، تو کل امیر ابراهیمی ، مهندس
مرتضی بدیعی ، محمدعلی  بهنیا ، دکتر منوچهر بیات ، محمد توسلی ، دکتر حبیب
الله داوران ، جمال درودی ، دکتر سیف الله رضایی، مهندس کوروش زعیم ،صادق سرافراز،
حسین شاه حسینی ، علی شجاع،  حاج عباسعلی شهسواری ، میرشمس شهشهانی ، حسن
شهیدی، دکتر عبدالحسین صابری ، دکتر ابوالفضل صالحیان ، حسن طالبی ، احمد عسگری
راد، ابراهیم عینکچی ، جلال غنی زاده ، پرویز فرد عظیمی ، دکتر ابوالقاسم فروزان ،
حسین گلزار مقدم ، حسن لباسچی ، حاج محمود مانیان ، دکتر اسدالله مبشری ، دکتر
امیر ناصر مصلح پور ، نصرت‌الله مظلومی، محمد ملک خانی ، حمید منزه ،  مهندس
نظام الدین موحد ، حسن میرمحمد صادقی ، حاج حسین نایب حسینی ، علی اکبر نوشین ،
دکتر پرویز ورجاوند حاج محمد حسن یگانه.